پهنای جیرفت

جهان ای مردم دانای جیرفت
ندارد ارزشی منهای جیرفت
ز خون گرم مردان غیورش
تراود گرمی از ماوای جیرفت
به تنهایی کجا شهری ز ایران
رسد از هر نظر همپای جیرفت
زمستانش بهشت عنبرین
مصفا شهر بی همتای جیرفت
به تابستان شمالی همچو رضوان
خدا کرد از کرم اهدای جیرفت
سراسر سبزه دارد سبزواران
فصول گرم هم سرمای جیرفت
کُنارِ صندل و گنج نهانش
بود تاریخ پر پیدای جیرفت
بنای شهر و دقیانوس بینی
جنوب سد و بر بالای جیرفت
صدای زمزم سد هلیلش
بلند آوازه دارد نای جیرفت
چو هند کوچک از میوه طلا شد
تمام فصل ها صحرای جیرفت
جهان از تندر نیروی برقش
منور می کند فردای جیرفت
خیار و هندوانه، گوجه، گرمک
ز چین فالیزه کاری های جیرفت
بر زرین یا لیموی زر فام
گشاید پر بسان عنقای جیرفت
انار و گردو و انگور ییلاق
رسد ناول چه از بکرای جیرفت
شده مشهور از خرما اگر بم
نباشد کم ز بم خرمای جیرفت
طلای معدن بحرآسمانش
بود بالا ترین کالای جیرفت
هوای دل کش دلفارد و ساردو
فرح بخشد به انسان های جیرفت
نبینی خاک حاصل خیز زر بیز
بسان ملک گوهر زای جیرفت
در این جا مردمش مهمان نوازند
چنان سایه فرح افزای جیرفت
همه صاف و عفیف و مومن و پاک
بنازم مردم بینای جیرفت
بود استان سبز سبزواران
که باشد مرکزش پهنای جیرفت

شعر از: زنده یاد گرامی سلطانی

گردآوری: امیرحسین

انتهای پیام۱۰۰۱* http://jiroftman.ir/?p=5027

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار × دو =