گاز ساردو، پشت گُدار بی‌خیالی

به گزارش سایت جیرفت من: این جمله را آن قدر گفته‌اند و شنیده‌ایم که کلیشه شده، که قدمت بخشداری ساردوئیه به اندازه‌ی یزد است. حالا بماند که یزد از همان بخشداری شد شهر، از شهر شد شهرستان، از شهرستان شد استان، ولی برای ساردو تا قیام قیامت در، بر پاشنه‌ی همان بخشداری می‌چرخد!

تازه ساردو به قول خود ساردویی‌ها الف وا پس هم هست! یعنی رشد که نکرده هیچ، آب هم رفته و از بخش بزرگی که پنجاه شصت سال پیش بوده دو بخش مهم هنزا و گروه منفک و مستقل شده‌اند.

این ستم سیر تاریخی دارد. به امروز هم که میرسیم می‌ببنیم در هیچ کدام از شاخص‌ها، این بخش بزرگ تاریخی و زیارتی، با این حجم گردشگری که از چند استان جذب می‌کند، به حقش نرسیده است و سرانه‌های سرمایه‌گذاری و توسعه، در خور قدمت و لیاقت مردمان و مهمانانش تعریف نشده است.

شبکه‌ی گاز شهری یکی از فاکتورهایی است که برابر سیاست‌های دولت، با اولویت مناطق سردسیر اختصاص یافته و اجرا می‌شود.

گازرسانی به ساردوئیه که از اوایل دهه‌ی هشتاد استارت خورده، نمود کاملی از ضعف در پیگیری های مسئولین و مطالبات مردم است. از ابتدای مطالعه‌ی گازرسانی به این بخش، چهار پنج نماینده و به همین تعداد بخشدار آمده‌اند و رفته‌اند و برخی رخ در نقاب خاک کشیده‌اند، اما همچنان مردم ساردواند با زحمت سرما و دود و بوی بخاری های نفتی! در این دوران بی‌نفتی.

طنز تلخ ماجرا اما گازکشی بخش‌های هنزا و گروه است که خوشبختانه و با جدا شدن از ساردو بخت‌شان باز شد و صاحب گاز لوله‌کشی‌اند.

پروژه ای که ابتدا قرار بود از محل اعتبارات بند قاف بودجه و با مشارکت بخش خصوصی انجام شود و در ادامه به بهانه‌ی نداشتن توجیه اقتصادی متوقف شده بود، نهایتا در سال ۹۴ به همت بخشدار وقت و مکاتبه با دفتر معاون اول ریاست جمهوری با دستور مستقیم دکتر جهانگیری به وزیر نفت، از محل اعتبارات ملی وزارت نفت تامین اعتبار گردید و طی مدت کمتر از یکسال همه‌ی شبکه شهری مرکز بخش و روستاهای اطراف به طول ۷۲ کیلومتر اجرا گردید، کلیه‌ی لوله‌های فولادی مسیر انتقال نیز توسط پیمانکار خریداری و تخلیه گردید، چنان در شش سال گذشته به اغما رفته که با سیلی هیچ وجدان و انصافی بیدار نمی‌شود.

مسیر کوتاه باقی مانده از اجرای خط انتقال اگر از خاک دشمن هم قرار بود رد بشود، میشد تا حالا عبورش داد!

سوال این جاست که دو نماینده و دو سه بخشداری که این پروژه در زمان مسئولیت‌شان، مسکوت و متوقف مانده چه تلاشی برای رفع مشکل کرده‌اند تا روشنایی شمعک‌های گاز شهری این منطقه را از خود به یادگار بگذارند؟!

کاش گیر کار را صادقانه با مردم در میان بگذارند تا اتهام بی‌خیالی و کم‌کاری را از دوش خود بردارند و مردم هم بدانند دعای خیرشان را نثار چه کسی کنند. هر چند خدا خودش می‌داند پدر چه کسی را بیامرزد.

بقلم: محمدرضا واحدی

انتهای پیام۱۰۰۱* http://jiroftman.ir/?p=5587

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سیزده + شش =